یوماآنادامار(1)

این کیست بانو؟!

این خمیدگی

          لم داده بر هشتادویک بهار؟

این ترسیم شتاب زده کدام تعظیم؟

نجوای آهسته کدام افول؟

سنگینی فرورفتن کدام رویش؟

این کجای زندگیست؟

از دستهای تو آویزان بود آسمان

ماه زیر پستانهای تو ماه شد!

خوب یادم است سربراه شد!

آن برشهای مورب آنجا

از نیایش تو بود_ بر آسمان_

چهره خدا که دیدنی نبود

شنیدنی چرا!

انسان به گیسوان تو چفت شد

سفیدبخت شود-نشد

گیسوان تو پرواز بود

اندازه های تو بود

سفید بخت نه اما

بخت بلندی داشت!!

××××××××××

این کیست بانو؟!

اینگونه دست تو به لرزه افتاده

آسمان بلرزد که چه؟!

این کمان لجوج پشت تو...

هشتاد و یک بهار نه هشتاد و یک خزان....

1- با احترام به سید علی صالحی

/ 7 نظر / 19 بازدید
یو آپ سنتر

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... اگه خواستین می توانین با ما به صورت اتوماتیک تبادل لینک کنید. لطفا به لینک زیر رفته و توضیحات را مشاهده کنید. http://uupcenter.ir/links

شادی

خیلی زیبا بود.. خیلی بی نهایت لذت بردم عمو

سلام. روز به خیر و طاعات قبول قراره یه ختم قران داشته باشیم واسه سمیه عزیز که پارسال ماه رمضان با تصادف به کما رفت و هنوز ..... بیاید با هم واسه سلامتیش دعا کنیم http://www.ava-somaye.blogfa.com/ به این وب سر بزن و شریک باش

دریا

سلام به امید غزل آ مدم اما چه شنیدنی بود بود صدای خدا . با شعر باشید .

مهشید

می چسبم از خودم به غم و شعر می شوم از شعر گریه می کنم و شعر می شوم!

سورا

سعید عزیز بعد از مدتها خواندمت این روزها و ماهها و سالها چه تند می گذرند و ما ...