الان که اين شعر را مينويسم به ياد غزلی از دوست بسيار عزيز وهنرمندم            ((طاهر پور شعبان )) افتادم دلم برای او تنگ است درهر صورت درانتهای آن غزل چنين ميگفت:((اين غزل حاصل دلتنگی معمول من است ـگرچه من گفتهام اما نشنيدن بهتر))

اين شعررا به حميد عزيزم تقديم ميکنم که  مدتيست دلتنگ او هستم.

ميتواند تورا که ميبيند يک سری هم به آسمان بزند

يا اگر هم تورا نمی بيند آسمان را به ريسمان بزند

ميتواند سرود بنويسد وتو را هی ترانه تر بکند

بنشيند کنار پنجره ای زير آواز ((شد خزان))!بزند

ميتواند هنوز پشت دری بنشيند و خيره تر بشود

دستگيره به در که می ماسد ته خودکار را زبان بزند!

(پس تصور کنيد شاعر ما روبروی دری نشسته هنوز

با نگاهی بدون پلک نمور ساغری شور در دهان بزند)

ناخنش را عجيب تر بجود روی اعصاب خود قدم بزند

صبر را خسته تر از اين بکند کارد بر روی استخوان بزند

کارد بر روی استخوان که نشست به ديازپام ۱۰سری بزند

چک چک قرصها که درآمد دو سه مصراع هم اذان بزند

وشهادت دهد خدا تنهاست ومحمد...(سه نقطه) خواب عميق

لطفن اينجا به او اجازه دهيد يک سری هم به آسمان بزند

                  ********************

بی شک اينجا سکوت آزاد است تا مخاطب قضاوتی نکند

نقطه ای می رود که بعد از اين تا ابد دور خود کمان بزند.

/ 8 نظر / 12 بازدید
rosa

دستگيره به در که می ماسد ته خودکار را زبان بزند.)) ممنونم سعيد جان که امدی هر چند اين روزها به قول سارا چيزی برای گفتن ندارم واما به اين معنا نيست که نيستم.((نقطه ای می رود که بعد از اين تا ابد دور خود کمان بزند.))من هنوز در کمان گيرم

اشكان

احسنت !

ايليا

ممنون !

اشكان

در كدام رمل بود استاد ؟

حميد

سعيد عزيزم ! اين اولين هديه ای بود که در آستانه سال جديد گرفتم و بی شک با ارزش ترين آن...! ( بی شک اينجا سکوت آزاد است تا مخاطب قضاوتی نکند....)

علي

سلام 1- اگر چه حميد هم از خودمان است ، اما دست كم براي ما مي خواندي . 2-قضاوت هم بماند برا اهلش كه كمند و نااهلش كه بسيار. 3- سري هم به ما بزن عزيز. 4-تو را به خدا يك چيزي كسي به اين پرشيان بلاگ بگويد جان آدم را بالا مي آورد تا بالا بيايد. باقي بقايتان

علي

سلام سال نو مبارك سلامت باشي با خانواده و اهل بيت . باقي بقايتان

شهاب

حس می کنم خنده ات را ؛ وقتی نگاه بهار بردیوار دل وجانت بتابد ! بهار فرصت دوباره نگریستن به دیروز و امروز است ! بهار انعکاس صدای آسمان در وسعت خسته ی جان های زمینی ماست ! بهار آمده است ؛ اما چه قدر بال های پروازمان را مهیای پرواز در آسمان سبزش کرده ایم ؟ بهار یعنی بهتر زیستن ؛ بهتر نگریستن وبهتر از همه ی دیروزها تنفس سبز را تلاوت کردن ! ومن احساس می کنم هنوز بال هایم برای پروازمهیا نیستند ....! دست بر گردن بهار می آویزم تا نشاط پروازم ارزانی دارد ودرماندگی هایم را پرواز دهم ...! دست برگردن بهار کوچ می کنم تا سبزه های سعادت در نگاه من وتو قد کشند ! -------------------------------------------- سعید عزیز سلام خنده هایت با طنین همیشگی بهار شکوفاتر باد ! با آرزوی سالی وحالی خوش و خوش تر در کنار خانواده ات ...مرد اردیبهشت ...بدرود !