به قامتی بلند که بر سر می نهند

نه!-روی کاغذ شبیه چیزی نیست-شبیه حلقه های المپیک که دست در گردن هم دارند؟(شاید نیست)-هست اما دوتای اول و آخرش ((آگرو مگالی گرفته اند))(حناق بگیرند-این را مادر گفته بود)-اما روی دستهای تو گیر داده اند به پریدنت-به کرانه ای که اراده جهان را بر دوش می کشد-به ((یک ذره هرجا دلت خواست هنگامه باش))-شرمنده این حلقه ها از تو پرواز را بله...-اما شوق پرواز نه...-این را آن میله های موازی شاهدند و زخمهایی که هر روز بر پیشانیت می زنی.

 

/ 2 نظر / 25 بازدید
سورا

سعید جان می ایم می خوانمت اما این روزها انگار دردها عاشقی را از ما .. عشق را از ما.. زندگی را ربوده اند

مهشید

امدم و خواندم و لذت بردم . به امید روزهای بهتر.