به همه آنها که ازدست داده ام

شمعدان پشت شیشه را که فوت می­کشد

دست­های بسته را پر از قنوت می­کشد

 

زخم­های کهنه را که روی دست خود نوشت

می­نشیند و سرش مدام سوت می­کشد:

 

«آدمی که تشنه و گرسنه غم است باز

حسرتی برای قوت لایموت می­کشد

 

پر سر و صداترین قبیله­ای که دیده­ام

روی خیمه­ها علامت سکوت می­کشد»

 

فرصتی نمانده تا که پیله پر درآورد

دست خسته­اش دوباره برگ توت می­کشد

 

باز هم چه خوب شد که ناگهان خدای او

رویِ غارها حدیثِ عنکبوت می­کشد

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید علی شفیعی

سلام عزیز شما از معدود کسانی هستید که می دانید نگارنده را میانه ای با آن کامنت ها نیست و البته آن نگاه های مهربان را پاس می دارد . اما باور کن با چیزی که خدا نوشته کاری نمی شود کرد . تازه این هم ربطی به جبر ندارد بلکه نوعی روشن بینی ست که اگر چاهی نباشد - آن هم به نوشته ی خدا - یوسف عزیز نمی شود . یوسف در چاه نشستن را می پذیرد اما زیر سلطه ی غیر خدا نمی رود و از دیگر سو تا یوسف در چاه انداخته نشود و کاروانی گذرا او را نیابد چه سندی برای کجروی برادران وجود خواهد داشت . شماه عزیز نگارنده که بهتر می دانید قول شریف حق را عسی ان تکرهوا شی’ و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شی’ و هو شر لکم . بیت منظور بر مهر خدا ناظر است نه بر جبر تاریخ . راستی : شاهد از غیب رسید نمونه اش همین بیت آخر غزلی که گذاشته اید : باز هم چه خوب شد که ناگهان خدای او رویِ غارها حدیثِ عنکبوت می­کشد غزل خوبی بود و مثل همه ی کارهای این روزهای شما فرصت خواندن چند باره به مخاطب می داد . بیت چهارم زنهار خوبی در خود داشت . باقی بقایتان

حمید

سعید محشر است این ...

حسین س

با سلام خدمت آقای فرجپور عزیز خوشحالم که باز هم پس از مدتها از شعرهاتون خوندم...

سورا

سعید عزیز انچه از دست می دهیم هم بخشی از ما است ... امروز که دلم گرفته بود دوباره خواندمش و می دانی که بسیار قلمت را دوست دارم ... من نیز طور دیگری به روزم ... طنز؟؟؟ بیا و ببین شبیه من هست ایا؟

سید علی شفیعی

یاهو اهالی هنر و ادبیات سلام ! وقتی شعر تا در خانه ات می آید و در نزده برمی گردد ٬ وقتی بی که بدانی روز و شب جای شان را عوض می کنند ٬ وقتی ... شاید بهتر باشد که به صدوقچه ی دلتنگی هایت سر بزنی و زمزمه کنی : ... باقی بقایتان

سید علی شفیعی

یاهو اهالی هنر و ادبیات سلام ! وقتی شعر تا در خانه ات می آید و در نزده برمی گردد ٬ وقتی بی که بدانی روز و شب جای شان را عوض می کنند ٬ وقتی ... شاید بهتر باشد که به صدوقچه ی دلتنگی هایت سر بزنی و زمزمه کنی : ... باقی بقایتان

سید علی شفیعی

یاهو اهالی هنر و ادبیات سلام ! وقتی شعر تا در خانه ات می آید و در نزده برمی گردد ٬ وقتی بی که بدانی روز و شب جای شان را عوض می کنند ٬ وقتی ... شاید بهتر باشد که به صدوقچه ی دلتنگی هایت سر بزنی و زمزمه کنی : ... باقی بقایتان

فراخوان جشنواره شعر فجر

جشنواره شعر فجر به منظور ارتقاي سطح كيفي شعر و گسترش هرچه بيشتر آن ،به عنوان پشتوانه فرهنگي و ثروت ملي،پنجمين چشنواره بين المللي شعر فجر برگزار مي شود. اميد است شركت فعال و موثر كليه عزيزان شاعر ، باهر گرايش ، سليقه و سبك شعري موجب بالندگي هرچه بيشتر اين هنر ملي گردد. اين جشنواره كاملا رقابتي است و تمام سنين، مضامين، قالب ها و حوزه هاي شعري (سنتي،نيمايي و سپيد، سرود و ترانه) و بخش ويژه كودك و نوجوان را در بر مي گيرد. بديهي است ارزيابي براساس آثار ارسالي خواهد بود و از برگزيدگان در مراسم اختتاميه تقدير شايسته اي به عمل خواهد آمد شرايط شركت: ارسال مجموعه هاي شعر منتشر شده در فاصله زماني 1388و 1389 يا حداقل 10 و حداكثر20 صفحه شعر (از تازه سروده ها) در هر يك از بخش هاي موردنظر شاعران تكميل و ارسال فرم شركت در جشنواره به ضميمه يك برگ تصوير شناسنانه يا كارت ملي لینک فرم ضمیمه: http://ibna.ir/images/docs/files/000083/nf00083419-1.JPG مهلت ارسال آثار: تا پايان آبان ماه 1389 نشاني دبيرخانه : تهران،خيابان شهيد مطهري،خيابان قائم مقام فراهاني،خيابان فجر،پلاك 7 ،طبقه چهارم تلفن:88342979 نمابر:88861324

سورا

من همچنان می ایم و می روم و...

سید علی شفیعی

یاهو اهالی هنر و ادبیات سلام ! گاهی می شود جوری باشی که تا حالا نبوده ای : این که چرا و چگونه بماند در صندوقچه ی نگارنده تا شاید روزی سر باز کند و ... باقی بقایتان