نمی شود که...

اگر چه لحن شما را نمی پسندیدند

ولی به قدر کفایت به رسم((نشنیدند))-

-هنوز چشم شما را به چشم خود دارند

((عجیب ))شرم شما را ((عجیب می دیدند)).

کمی که فکر کنید ...یادتان آمد!

((چرا تمام شما را نمی پرستیدند؟

چرا کلام شما را چرا برقصانند؟

چرا بدون چرا هایشان نرقصیدند؟))

چرا چرا ی خیابان عصرها کم بود

((چگونه می شود))صبح را که میچیدند-

نگاهتان به کبودی سفره ها می خورد

به ازدحام نجیبی که سخت در دیدند

-نمی شود که به انکار هرچه می گویند!

-نمی شود که به تردید هرچه((تردید))ند!

-نمی شود که به پهنای آسمان ابری!

-نمی شود که به پهنای چهره باریدند!

-نمی شود که همین طور هرچه ((میخواهید))!

-نمی شود که بخواهید هر((بخواهید))ند!

عجیب پرسش داغی به ذهن ها جاریست:

(اگرچه پرسش و داغی بهم نچسبیدند)!

چگونه لحن شما را به قلب ها جاری

به لطف((قلب شما را به لحن می دیدند))؟

****************************

به لطف ((قلب شما را به لحن می دیدند))

عجیب شرم شما را عجیب می دیدند.

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
یاسین

سعید عزیز سلام خوشحالم که حداقل اینجا می تونیم رد همدیگر رو پیدا کنیم.بی تعارف شعرهای خوبی تو وبلاگت خوندم.ارادت

سید علی شفیعی

اهالی هنر و ادبیات سلام ! حالا که به جای اول ماه آخرش آمده ام لابد : می خواستم دروغ بگویم ٬ بزرگتر از هر چه گفته اند ٬ از آن هم بزرگتر قرار بود این بیت اول غزلی باشد برای این پست اما ... راستی : این بار نظرم را که تلفنی گفتم شما هم دریغ نفرما . باقی بقایتان

سورا

نمی شود که به پهنای آسمان ابری! -نمی شود که به پهنای چهره باریدند! باز خوب است هنوز جایی هست که بیایم و بدانم این لحظه ها نابند . دوستش داشتم هم ولایتی

باران سپید

سلام خواندن شعرهای شما بعد از مدت ها غنیمتی بود که باید ممنون سید باشم. امیدوارم تکرار شود این فرصت ها. موفق باشید.[گل][خداحافظ]

سید علی شفیعی

سلام سعید جان نگارنده را چه تقصی کع خواننده ای چون شما حلال معماهاست ؟ با این حال به دیده منت . باقی بقایتان

حسین سرپلی زاده رودسری

سلام بر جناب فرجپور عزیز بصورت کاملا اتفاقی وبلاگ شما رو دیدیم... خیلی زیبا می نویسید... امیدوارم موفق باشید..