نگاه ...

به انگور به اندام توانای اتحاد

در تصویر خوشه

به بازوان نازک تو که نیست...

از سرم

 میگذرد آبی به نام تو که نیست...

انسان تمام مرا متلاشی کرد

که نه انگار...

آنجا رشت بود که باران بود

-این چشمهای آبی گاز سوز-

سهمیه بنزینتان

که نه انگار...

/ 6 نظر / 11 بازدید
saleh hashemi

انواع جک و لطيفه را در سايت ما بخوانيد فقط کافيست به بخش مطالب طنز برويد و کلي بخنديد دريافت رايگان ليست 20000 ايميل افراد ايراني براي تبليغ با مراجعه به قسمت تجارت الکترونيک فقط کافيست به سايت زير برويد www.salehforum.com

غزل-تو

سلام دوست عزيز . سری به ما نميزنی؟باشه... سعادت نداريم ديگه... ...........................................................................پاينده باشی.

مجيد سعدآبادی

اینجا غارهایی پیدا کرده ایم که کسالتهای مرا با نقش های برجسته به تصویر کشیده اند سلام مجید سعدآبادی با دو کار به روز شد سرتان را به وبلاگ ما بزنید

اهورا آگر

پريد ديگر-نه کلاغ-با بوی بنزين-خواب هفتگی ام-کابوس را-راه راه نمی بينم-در-در به دری -دروازه ها -پای کاج سيزدهم به ويرانی-۱۰۰۰ريشدريات-که خوشه ها-انگور نمی شوند-نه ...ديگر.....انگور ها -می خورانند مرا-در اتليک الکل-در ۹۶٪بی خدايی تو-با بوی روسری و -باران اسيدی-مزه....مزه....مزه......-پريد.! ... ... ... برای تو که اتفاقی خواندمت!

محمد فرخ طلب

این روزها بهانه های زیادی برای دل تنگی دارم کاش کمی مهربان بودیم ... او در کنارت باشد اما دور باشی بغضی گلوگیرت شود مجبور باشی هی پشت هم لبخند اما توی سینه یک پیرمرد لاغر و رنجور باشی