خنده از سجاف صورتش که پر کشيده است

صورتش حجاب اشک را به سر کشيده است

او يتيم تر از آنچه می شود نديده است

غيرتش برای قلب او پدر کشيده است

او به ساعتی نگاه ميکند که پشت هم

بين بودن و نبودنش چپر کشيده است

توی خوابهايتان نديده ايد يک نفر

روی جاده ها علامت سفر کشيده است؟

يک سفر به قدر رفتن و نيامدن ببين

مصرع مرا چه عاشقانه تر کشيده است!...

             *************

تاب ميخورد به روی بند رختهای خود

هر که باد را رفيق بی خطر کشيده است!

       *****************

بعد هم قلم اشاره ميکند به من که او

هر چه از خودش کشيده مختصر کشيده است

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا زنده دل

سلام.به تلافی پست قبل با يک شعر جديد به روزم.ومنتظر.

شهاب

سعید عزیز سلام دست مریزاد ...توفیق الهی رفیق راهت باد بدرود

ilia

آفرين به قلم !

اشکان

عمو ببشقيد اينرا من نوشتم به اسم آقای شوييلی

باربد آذربد

سلام/ ...هر که باد را رفيق بی خطر کشيده است! !!!/ زیبا و پرمایه! / همین!

سارا

عالي بود سعيد عزيز. صميمانه تبريك ميگم

الهام کیانپور

او به ساعتی نگاه ميکند که پشت هم بين بودن و نبودنش چپر کشيده است سلام آقای فرجپور کار زیبایی بود. خوشحال می شویم شما را گاهگاهی در انجمن شعر و ادب رشت ببینیم . در ضمن لینک شما اضافه شد.

رزا

می اييم و ميرويم اما صدای قدمهای شما را چرا نمی شنويم؟؟؟

شهاب

سعيد عزيز سلام چطوری اقا ؟ غزل نازی بود ...صورتش حجاب اشک را به سر کشيده است او يتيم تر از آنچه می شود نديده است.... لذت بردم ...موفق وسربلند باشید به خانواده سلام برسون ....بدرود !