بناست اول اين شعر نقطه چين باشد
بناست نقطه آغازمان همين باشد
همين شروع نگفته همين نميگويم
همين نگفتن ناگفته نازنين باشد
چقدر خوب که قصه شروع خوبی داشت
اگرچه گفته نشد ميشود چنين باشد
شروع قصه بماند به بعدش اينطور است:
((نگاه هرچه کبوتر که درزمین باشد
به آسمان نرسیده دوباره برگردد
شغال محترم قصه درکمین باشد
شغال محترم قصه را یدک بکشید
که بیت بعد بگویم چرا چنین باشد
برای اینکه کبوتر که نه همان نعشش
نمیشود که همینطور برزمین باشد
نمیشود که همینطور قصه یخ بکند
وبعد هی تو بخواهی که دلنشین باشد
خلاصه اینکه روایت شغال لازم داشت
که توی قصه بیاید و بهترین باشد
برای آخر قصه شما کمک بکنید
چرا مخاطب آان هی به من ظنین باشد
که عاشقانه ترین قسمت کبوتر هم
نصیب من نشده هی بیا ببین باشد
به من چه که تو به پایان داستا نرسی
بناست آخر این شعر نقطه چین باشد.

/ 0 نظر / 9 بازدید